سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
49
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
است كه به لحاظ بهم خوردن موالات تدارك ممكن نيست ولى اگر لااقل چهار ريگ بجمره زد و سپس آن را قطع نمود و پس از ساعتى خواست دنباله آن را تكميل كند مىتواند بقيه آن را كامل نمايد . و سپس در ذيل ( مصيبة للجمرة ) مىفرماين : مقصود از جمره همان بناء مخصوص يا مكانى است كه بناء بر آن استوار شده باضافه اطراف و حوالى بناء كه محل اجتماع ريگها مىباشد چنانچه مرحوم مصنف در كتاب دروس جمره را اينطور معرفى فرموده . ولى بعضى ديگر از فقهاء فرمودهاند : جمره عبارت است از محل اجتماع ريگها ولى نه آن قسمتى كه ريگها بطور پراكنده و متفرق از هم افتادهاند . برخى ديگر گفتهاند : جمره زمينى است كه اين بناء در آن قرار گرفته . و بهر تقدير همانطورى كه مرحوم مصنف فرموده عدد معتبر از ريگها بايد بجمره برخورد كند بنابراين اگر رامى ريگ را انداخت ولى اصابت نكرد از عدد معتبر و واجب محسوب نمىشود و اگر شك در اصابت نيز نمايد بنابر عدم اصابت گذاشته و دوباره آن را اعاده كند چه آنكه اصالة عدم الاصابة مقتضى اين حكم است . قوله : فلا يجزى ما دونها : ضمير به [ السبع ] راجعست . قوله : فلو اقتصر عليه : يعنى اكتفاء بما دون كند . قوله : و لم يبلغ الاربع : ضمير فاعلى در [ لم يبلغ ] به مادون راجعست .